خلوتی با نظامی عروضی
بخش ۳ - حکایت دو - بختیشوع
مقالت چهارم: در علم طب و هدایت طبیب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بختیشوع یکی از نصارای بغداد بود. طبیبی حاذق و مشفقی صادق بود و مرتب به خدمت مأمون.
۲
مگر از بنی هاشم از اقرباء مأمون یکی را اسهال افتاد. مأمون را بدان قریب دلبستگی تمام بود.
۳
بختیشوع را بفرستاد تا معالجت او بکند. او بر پای خاست و جان بر میان بست از جهت مأمون، و به انواع معالجت کرد. هیچ سود نداشت و از نوادر معالجت آنچه یاد داشت بکرد، البته فایدت نکرد و کار از دست بشد و از مأمون خجل میبود.
۴
و مأمون به جای آورد که بختیشوع خجل میماند. گفت:
صفحهٔ ۱ از ۳