شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بفراشت صبحدم علم از خاور آفتابلشکر براند گرم به هر کشور آفتاب
۲
رم خورد ادهم شب از آفاق چون ببستبر نقره خنگ گردون زین زر آفتاب
۳
از شام لشکری که سیاهی همی نمودبا تیغ حمله کرد بر آن لشکر آفتاب
۴
میدان آسمان ز شفق موج خون گرفتاز بس که ریخت خون ز سر خنجر آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth