شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۶

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وقت است که گل گوی گریبان بگشایدبر صحن چمن باد صبا غالیه ساید
۲
چون ناله عاشق سحر از شوق رخ دوستمرغ سحری بر گل سوری بسراید
۳
چون طفل بود غرقه به خونش همه اندامهر بچّه گل کز رحم خار بزاید
۴
پیری ست چمن دیده ریاضت که به هر دمچیزی دگر از غیب بَرو روی نماید
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth