خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به صحن گلشن گیتی ز اعتدال بهارصبا بساط زمرّد فکند دیگر بار
۲
به عاشقان گل و سنبل همی دهند نشانز رنگ و چهره معشوق و بوی طرّه یار
۳
بساط سبزه نمودار چرخ وانجم شدز بس گهر که ببارید ابر گوهربار
۴
عروس غنچه سوی حجله می رود گوییکه فرش جمله حریر است و راه جمله نثار
صفحهٔ ۱ از ۱۰