شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۱۶

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این چه شمع است که در مجلس مستان برپاستوین چه شور است که از باده پرستان برخاست
۲
این چه نور است که اندیشه در او حیران استآن نه روی است که آن آینه لطف خداست
۳
دی به سودای تو در باغ گذر می کردمراستی سرو به بالای تو می ماند راست
۴
من و پروانه اگر چند در آتش باشیمکار پروانه که از شمع جدا نیست جداست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth