خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۲۴
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گهی با ما خوش و گه سرگران استنمی دانم که هر دم بر چه سان است
۲
نباشد چشم غیر از قطره آبمرا زین قطره دریای روان است
۳
چه رشک آید مرا از خال هندوکه او در باغ رویش باغبان است
۴
به یاد گوهر افشانی لعلشهمیشه چشم من گوهرفشان است
صفحهٔ ۱ از ۳