خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۳ - فی رثائه علیه السلام عن لسان امه
مدایح و مراثی ابی الحسن علی الاکبر سلام الله علیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود هر گلی را بهار و خزانیخزان گل من بهار جوانی
۲
بود شاخ گل سبز در هر بهاریگل من ز خون بدن ارغوانی
۳
نه یک گل زمن رفته، یک بوستان گلنه یک نوجوان، یک جهان نوجوانی
۴
جوانا توانائی من تو بودیبماندم من و پیری و ناتوانی
صفحهٔ ۱ از ۶