خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای تاب و توانم را بردهرحمی بر این دل افسرده
۲
برگی از گلشن خرم عمرباقی بود آن هم پژمرده
۳
خوناب جگر از ساغر دلدر فصل بهار غمت خورده
۴
بیمار توایم و نه پرسیتیکاین غمزده به شد یا مرده
صفحهٔ ۱ از ۲