شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از یار نیاز ندیده کسیجز عشوه و ناز ندیده کسی
۲
گویند بسوز و بساز ولیاین سوز و گداز ندیده کسی
۳
یک ساعت جور ترا بر مندر عمر دراز ندیده کسی
۴
باز آگه اینهمه دوری رااز محرم راز ندیده کسی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth