خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۲ - دیدار
قصیدهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیدم اندر گردش بازار عبداللّه رااین عجب نبود که در بازار بینم ماه را
۲
مردمان آیند استهلال را بالای باممن به زیر سقف دیدم روی عبداللّه را
۳
یوسف ثانی به بازار آمد ای نفس عزیزرو بخر او را و بر خوان «اَکرِمی مَثواه» را
۴
هر که او را دید «ما هذا بَشَر» گوید همیمن در این گفته ستایش میکنم افواه را
صفحهٔ ۱ از ۴