شعر را زندگی کن
خلوتی با ایرج میرزا

شمارهٔ ۱۱ - شب جمعه خدمت حاج امین

قصیده‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بوداگر بهشت شنیدی بِساطِ دوشین بود
۲
چه حال خوب و شب جمعۀ خوشی دیدیمچه بودی ار شبِ هر جمعه حالِ ما این بود
۳
عجب شبی به احبّا گذشت و پندارمکه چشمِ چرخ در آن شب به خواب سنگین بود
۴
جهان به دیدۀ من ناپسند می آمدولی در آن شب دیدم که دیده بدبین بود
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth