خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۲۹ - در مدحِ امیرنظام
قصیدهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مُردم از حسرتِ آهورَوِشان و رَمِشانمی ندانم به چه تدبیر به دام آرمشان
۲
سه ستمگر پسر ایدون به معلِّم خانههست و صد بنده به هر راهگذر چون جَمِشان
۳
نه به تنها من و یک مملکتی شیفته اندباشدی باخته جان شیفته دل عالمشان
۴
بچّۀ حوری و غِلمانند این هر سه به لطفنیست انصاف که خوانند بنی آدمشان
صفحهٔ ۱ از ۵