خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۳۴ - شکایت از دوریِ یار
قصیدهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چندی گُزیده یار ز من دوریافزوده شور بختِ مرا شوری
۲
چون بیندم به خویش فزون مشتاقاز من فزون کند بتِ من دوری
۳
آری مجرّبست که در هر بابمشتاقی است مایۀ مهجوری
۴
ای ماهرو که در صفِ مه رویانداری به دست رایتِ منصوری
صفحهٔ ۱ از ۹