خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۵
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طرب افسرده کند دل، چو ز حدّ در گذردآبِ حیوان بکُشَد نیز، چو از سر گذرد
۲
من ازین زندگیِ یکنَهَج آزرده شدمقند اگر هست نخواهم که مکرّر گذرد
۳
گر همه دیدنِ یک سلسله مکروهات استکاش این عمرِ گرانمایه سبکتر گذرد
۴
تو از این خلعتِ هستی چه تفاخر داری؟این لباسی است که بر پیکرِ هر خر گذرد
صفحهٔ ۱ از ۴