خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۱۰
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دست جام شراب و به گوش نغمۀ سازشبی خوشست، خدایا دراز باد دراز!
۲
چگونه کوته خواهم شبی که اندر ویوصالِ دوست مهیّا و برگِ عشرت ساز؟
۳
چگونه کوته خواهم شبی که سعدی گفت:«که دوست را ننماید شبِ وِصال دراز»؟
۴
شبی بوَد که ازو گشت شامِ دولت، روزشبی بوَد که ازو گشت صبحِ ملّت، باز
صفحهٔ ۱ از ۳