خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۱۵
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آزردهام از آن بُتِ بسیار ناز کُنپا از گلیمِ خویش فزونتر دراز کُن
۲
با آن که از رُخَش خطِ مُشکین دمیده بازآن تُرکِ ناز کن، نشود تَرکِ ناز کن
۳
از چشم بد کنند همه خلق احترازمن گشتهام ز چشم، نکو، احتراز کن
۴
رندِ شرابخوارم و در سینهام دلیستپاکیزهتر ز جامهٔ شیخِ نماز کن
صفحهٔ ۱ از ۴