خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۹ - مرثیه
قطعهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرگشته بانوان وَسَطِ آتشِ خِیامچون در میانِ آبْ نُقُوش ستارهها
۲
اطفالِ خردسال ز اطرافِ خیمههاهرسو دوان چو از دِل آتشْ شَرارهها
۳
غیر از جگر که دسترسِ اَشْقِیا نبودچیزی نَمانْد در برِ ایشان ز پارهها
۴
انگشت رَفت در سرِ انگشتری به بادشد گوشها دریده پیِ گوشْوارهها
صفحهٔ ۱ از ۲