شعر را زندگی کن
خلوتی با ایرج میرزا

شمارهٔ ۳۹ - اشک شیخ

قطعه‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نَعوذُ بِاللَّه از آن قطره‌های دیدهٔ شیخچه خانه‌ها که از این آبِ کم خراب کند
۲
شنیده‌ام که به دریای هند جانوری استکه کسب روزی با چشم اشک‌یاب کند
۳
به ساحل آید و بی‌حس به روی خاک افتددو دیده خیره به رخسارِ آفتاب کند
۴
شود ز تابشِ خور چشم او پر از قی و اشکبرای جلبِ مگس دیده پر لعاب کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth