خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۳ - قافله سالار دل
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا گرفتار بدان طره طرار شدمبه دوصد قافله دل، «قافله سالار» شدم
۲
گفته بودم که به خوبان ندهم هرگز دلباز چشمم به تو افتاد و گرفتار شدم
۳
به امید گل روی تو نشستم چندانتا که اندر نظر خلق جهان خار شدم
۴
خرقه من به یکی جام: کسی وام نکردمن از این خرقه تهمت زده بیزار شدم
صفحهٔ ۱ از ۳