خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۲۵ - دست به دامان!
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر رسد دست من به دامانشمیزنم چاک تا گریبانش
۲
عمرم اندر غمت به پایان شدشب هجر تو نیست پایانش
۳
درد عشق آنقدر نصیبم کنکه توانی رسی به درمانش
۴
آنچه با من به زندگی کرده استمرگ من میکند پشیمانش
صفحهٔ ۱ از ۳