خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۳۷ - پارتی زلف!
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پارتی زلف تو از بس که ز دلها داردروز و شب بیسببی عربده با ما دارد
۲
کاش کابینه زلفت شود از شانه پریشکو پریشانی ما جمله مهیا دارد
۳
به که این درد توان گفت که والاحضرتدر نیابت روش حضرت والا دارد
۴
بخت یار است ولی بخت بد آنجاست که یارهرکجا پای نهد دست به یغما دارد
صفحهٔ ۱ از ۲