خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۳۹ - زاهدان ریایی واعظان دروغی!
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
واعظا گمان کردی داد معرفت دادیگر مقابل عارف ایستادی استادی
۲
پار در سر منبر داده حکم تکفیرمشکر میکنم کامروز زان بزرگی افتادی
۳
گر قبالهٔ جنت پیشکش کنی ندهمیک نفس کشیدن را در هوای آزادی
۴
طی راه آزادی نیست کار اسکندرپیر شد در این ره خضر مرد اندر این وادی
صفحهٔ ۱ از ۲