خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۵۳ - شکایت تلخ
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
محیط گریه و اندوه و غصه و محنمکسی که یک نفس آسودگی ندید منم
۲
منم که در وطنِ خویشتن غریبم و زینغریبتر که هم از من غریبتر وطنم
۳
به هرکجا که قدم مینهم به کشور خویشدچار دزد اداری اسیر راهزنم
۴
طبیعت از پی آزار من کمر بستهکنم چه چاره چو دشمن قویست دم نزنم
صفحهٔ ۱ از ۳