شعر را زندگی کن
خلوتی با عارف قزوینی

شمارهٔ ۵۵ - دل کارگر زلف سرمایه‌دار!

غزل‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه گویمت که چه از دست یار می‌گذردبه من هرآنچه که از روزگار می‌گذرد
۲
ز یار شکوه کنم یا ز روزگار چه‌هاز یار بر من و از روزگار می‌گذرد
۳
چه‌ها گذشت ز زلفت به دل چه می‌دانیبه کارگر چه ز سرمایه‌دار می‌گذرد
۴
بس است تا به کیت سر به زیر پر صیادبه غفلت اندر و وقت فرار می‌گذرد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth