شعر را زندگی کن
خلوتی با عارف قزوینی

شمارهٔ ۶۵ - گریه

غزل‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگو چه سان نکنم گریه، گریه کار من استکسی که باعث این کار گشته، یار من است
۲
متاع گریه به بازار عشق رایج و اشکبرای آبرو و قدر و اعتبار من است
۳
شده است کور ز دست دل جنایتکاردو دیدهٔ من و دل هم جریحه‌دار من است
۴
چو کوه غم پس زانو به زیر سایهٔ اشکنشسته منظرهٔ اشک آبشار من است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth