شعر را زندگی کن
خلوتی با عارف قزوینی

شمارهٔ ۱ - هیئت کابینه تکیه دولت (طهران)

دردریات (مطایبه‌ها)

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشسته بودم دوش از درم درآمد یارشکن به زلف و گره بر جبین عرق به عذار
۲
خراب چون دل من چشم و خشمش اندر چشمنشست پشت به من کرد روی بر دیوار
۳
بگفتمش ز چه تندی کنی و بدخوییز خوبرو نتوان دید فعل ناهنجار
۴
جواب گفت تو سر زیر بال و پر داریبه دام فکر فرو رفته‌ای چو بوتیمار
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth