شعر را زندگی کن
خلوتی با عارف قزوینی

شمارهٔ ۱۱ - یکی دیگر از نامه‌های عارف به علی بیرنگ

نامه ها و اشعار متفرقه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل ز می دست برنمی‌دارددست تا هست برنمی‌دارد
۲
صبح شد باز از گریبانمزندگی دست برنمی‌دارد
۳
خون دل ریخت چشم مستش و اینقتل خون بست برنمی‌دارد
۴
هیچکس هیچ چیز غیر از دلچون که بشکست برنمی‌دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth