شعر را زندگی کن
خلوتی با سلطان ولد

بخش ۲ - بسمه تعالی شأنه

ولدنامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در بیان آنکه حق تعالی از همه مخلوقات و موجودات ظاهرتر است و از غایت پیدایی پنهان است که خفی لشدة ظهوره زیرا هر مخلوقی را از آدمی و غیره باوصافش توان شناختن مثلا صورت آدمی را می‌بینی اگر از تو می‌پرسند که «چه کس است؟» می‌گویی: «نمیشناسمش» بعد از اختلاط که افعال و اقوال و اخلاق و هنرهای او را مشاهده می‌کنی گویی که «نیکش شناختم»؛ آنچه از او دیدی که موجب شناخت شد یقین‌که صورت نیست، معنی بی‌چون و چگونهٔ اوست. اکنون چون بدان مقدار اخلاق و افعال معنی آدمی بر تو پیدا شد؛ حق تعالی که جملهٔ مخلوقات افعال و اقوال و آثار اوست چون پنهان مانَد؟ از این روی می‌فرماید که الحق اظهر من الشمس فمن طلب البیان بعد العیان فهو فی الخسران.
۲
هر که بر هستی حق جوید دلیلاو زیانمند است و اعمی و ذلیل
۳
اگرچه معنی آدمی را به چشم ندیدی از افعال و اقوالش شناختی و می‌گویی که در او جوهری است که اینهمه از او می‌آید چرا با خود نگویی که «خدا نیز چنین ذاتی است که هرچه دیدم و خواهم دیدن همه صنع و آفریدهٔ اوست» پس دایم خدای تعالی را از همه پیداتر می‌بین و مگو که نمی‌بینم. اگر غیر این دانی و بینی مثلش چنان باشد که کس در باغ گوید که برگ را می‌بینم و باغ را نمی‌بینم؛ موجب مضحکه باشد.
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth