شعر را زندگی کن
خلوتی با سلطان ولد

بخش ۸ - در بیان آنکه حق تعالی دو دریا آفریده است یکی از نور و یکی از ظلمت و برزخ معنوی میان آن دو دریا کشیده است که آمیختن‌شان به همدیگر ممکن نیست همچون آب و روغن که در یک قندیل باشند و به هم نیامیزند مدد اهل تقوی و انبیاء و اولیاء و ملائکه از آن دریای نور است و مدد مشرکان و شیاطین و نفوسِ بدان از دریای ظلمت است که به هم چفسیده‌اند و نمی‌آمیزند که مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لایبغیان.

ولدنامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بشنو این را ز نص ای داناکه ز یزدان دو بحر شد پیدا
۲
یک پر از شهد و قند و نرمی و لطفیک پر از زهر و قهر و کلی عنف
۳
یک دهد خاره یک دهد نسرینیک بود تلخ و یک بود شیرین
۴
یک به چرخت برد یکی به زمینیک به کفرت کشد یکی سوی دین
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth