شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۶ - صبر فرمودن خواجه مادر دختر را کی غلام را زجر مکن من او را بی‌زجر ازین طمع باز آرم کی نه سیخ سوزد نه کباب خام ماند

دفتر ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفت خواجه صبر کن با او بگوکه ازو ببریم و بدهیمش به تو
۲
تا مگر این از دلش بیرون کنمتو تماشا کن که دفعش چون کنم
۳
تو دلش خوش کن بگو می‌دان درستکه حقیقت دختر ما جفت تست
۴
ما ندانستیم ای خوش مشتریچونک دانستیم‌، تو اولی‌تری
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth