شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۹ - قصه‌ای هم در تقریر این

دفتر ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شرفه‌ای بشنید در شب معتمدبرگرفت آتش‌زنه که آتش زند
۲
دزد آمد آن زمان پیشش نشستچون گرفت آن سوخته می‌کرد پست
۳
می‌نهاد آنجا سر انگشت راتا شود استارهٔ آتش فنا
۴
خواجه می‌پنداشت کز خود می‌مرداین نمی‌دید او که دزدش می‌کشد
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth