خلوتی با فردوسی
بخش ۱۴ - شب بستن دژ کلات، خواب آتش جریره و آمادگی فرود برای نبرد
گفتار اندر داستان فرود سیاوش
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو خورشید تابنده شد ناپدیدشب تیره بر چرخ لشکر کشید
۲
دلیران دژدار مردی هزارز سوی کلات اندر آمد سوار
۳
در دژ ببستند زین روی تنگخروش جرس خاست و آوای زنگ
۴
جریره بتخت گرامی بخفتشب تیره با درد و غم بود جفت
صفحهٔ ۱ از ۵