خلوتی با فردوسی
بخش ۶ - شکایت بیژن از درنگ گودرز، اندرز گیو به پسر و پذیرش رای نیا
داستان دوازده رخ
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به روز چهارم ز پیش سپاهبشد بیژن گیو تا قلبگاه
۲
به پیش پدر شد همه جامه چاکهمی بآسمان بر پراگند خاک
۳
بدو گفت کای باب کارآزمایچه داری چنین خیره ما را بپای
۴
به پنجم فراز آمد این روزگارشب و روز آسایش آموزگار
صفحهٔ ۱ از ۱۱