خلوتی با عبادی مروزی
بخش ۱۲ - فصل چهارم: در ذکر کردن ایشان
مناقب الصوفیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدان که حق تعالی اهل حقیقت را به هیچ کار چندان نفرمود که بر ذکر خود که «یا ایها الذین آمنوااذکرو اللّه ذکرا کثیراً». ذکر بسیار حضور و دوستی است. کسی که چیزی را دوست دارد همگی خود بدو دهد. قال رسول اللّه «من احب شیئاً اکثر ذکره». تا در دل محبت حق تعالی پدید نیاید زبان به ذکر او حرکت نکند. پس ذکر تبع محبت است و محبت کار دل است.
۲
حق تعالی چون خواهد که ظاهری را با باطن در دوستی شرکت دهد دوستی شرکت دهد دوستی در باطن بنده نهد و ذکر در ظاهر پیدا کند تا ظاهر به زبان یاد میکند و باطن بنده نهد و ذکر در ظاهر پیدا کند تا ظاهر به زبان یاد میکندو باطن به دل دوست میدارد، و چندان که ذکر میافزاید دولت قربت بر درگاه حق میافزاید.
۳
جابر عبداللّه الانصاری‑رضی اللّه عنه‑روایت کند که وقتی نشسته بودم رسول بیرون آمد و گفت ای قوم بر شما باد که در روضههای بهشت بخرامید و تماشا کنید.گفتیم یا رسول اللّه روضههای بهشت کدام است؟ گفت مجالس ذکر. بر شما باد که پیوسته یاد کنندهٔ حق باشید بامداد وشبانگاه. زبان را جز به ذکر خداوند مرانید.
۴
هر که میخواهدتا بداند که منزلتبه درگاه حق تعالی چگونه است گو بنگر تا منزلت حق تعالیدر دل او چگونه است که حق تعالی بندگان را چندان قدر نهد در درگاه خود که بنده عظمت حق را در دل خود نهد و آن قدر در دل به کثرت ذکر پدید آید.
صفحهٔ ۱ از ۶