خلوتی با نظامی
بخش ۲۱ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار دوم
خسرو و شیرین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو بر زد بامدادن بور گلرنگغبار آتشین از نعل بر سنگ
۲
گشاد از گنج در هر کنج رازیچو دریا گشت هر کوهی طرازی
۳
دگر ره بود پیشین رفته شاپوربه پیشآهنگ آن بکران چون حور
۴
همان تمثال اول ساز کردههمان کاغذ برابر باز کرده
صفحهٔ ۱ از ۴