خلوتی با عراقی
لمعۀ سوم
لمعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق هر چند خود را دایم بخود میدید، خواست تا در آینه نیز جمال و کمال معشوقی خود مطالعه کند، نظر در آینۀ عین عاشق کرد، صورت خودش در نظر آمد، گفت:
۲
أ انت ام انا هذا العین فیالعین؟حاشای، حاشای،من اثبات اثنین
۳
عاشق صورت خود گشت و دبدبۀ: یحبهم، در جهان انداخت و چون در نگری:
۴
بر نقش خود است فتنه نقاشکس نیست در این میان تو خوش باش
صفحهٔ ۱ از ۵