شعر را زندگی کن
خلوتی با قائم مقام فراهانی

شمارهٔ ۵ - قائم مقام به فاضل خان گروسی از خراسان نوشته است

نامه‌های فارسی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بابی و امی فاضل فی لفظهثمن تباع له القلوب وتشتری
۲
قطف الرجال القول وقت نباتهو قطفت انت القول لمانورا
۳
مدتی است که از تحریرات شما محظوظ نشده ام، در این مرارت و زحمت‌های خراسان چیزی که بفریاد ماها میرسد همان الفاظ و معانی دلپذیر شما بود که مرده را جان می‌دهد و خسته را درمان. حالا چه افتاده که باب این فیض مسدود است و فیض این نعمت مقطوع؟ مگر خدا نخواسته قصوری در محبت من گفته اند یا فتوری در مودت خود دیده اید؛ ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام. نشاید. هلم الصحیفه و المقلمه و ادن المحیبره المفعمه. تا:
۴
اختر از چرخ بزیر آری و پاشی بورقگوهر از بحر برون آری و ریزی بکنار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth