شعر را زندگی کن
خلوتی با قائم مقام فراهانی

شمارهٔ ۱۵ - مخاطب نامة معلوم نیست

نامه‌های فارسی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر شکر کز لفظ تو برچید طبعهم بران لفظ و بیان خواهم فشاند
۲
هر گهر کز کلک تو دزدید سمعهم بران کلک و بنان خواهم فشاند
۳
سعدیا گفتار شیرین پیش آن کام و دهاندر، بدریا می‌فرستی زر بمعدن می‌بری
۴
هزار افسوس و صدهزار دریغ که مرا چونان که بایست دستی در انشاء نثر و انشاء نظم تازی نیست، که آن همه عبارت پردازی را روده درازی و اسب تازی کنم. ماشاالله خامة ات که عنبر بیز است و آمه ات عبیرآمیز و نامة را عطرآمیز می‌کنی بازار خویش و آتش ما تیز می‌کنی. کیست که با مایة درویشی با آن قافیه اندیش ها، لاف بیشی و پیش زند؟
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth