خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشمت به فسون بسته غزالان ختن راآموخته طوطی ز نگاه تو سخن را
۲
پیداست که احوال شهیدانش چه باشدجائیکه به شمشیر ببرند کفن را
۳
معلوم شد از گریهٔ ابرم که درین باغجز باده به کف نیست هوادار چمن را
۴
آب دم تیغت چو به خاطر گذرانمخمیازه کند باز لب زخم کهن را
صفحهٔ ۱ از ۲