خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر به بستان چو دهد جلوهٔ یغمائی رااول از سرو کند جامهٔ رعنائی را
۲
پای سعیم شده از خار رهت پوشیدهچاره زین به نتوان کرد تهی پائی را
۳
زان شب و روز گریزم زمه و مهر، که کردسایه هم تلخ به من عشرت تنهائی را
۴
ما ز گیرائی مژگان تو پابرجائیمورنه اول نگهت برده توانائی را
صفحهٔ ۱ از ۲