خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آن چشمی که میداند زبان بیزبانی رانکویان یاد میگیرند طرز نکتهدانی را
۲
به نزد آنکه باشد تنگدل از دست کوتاهیدرازی عیب میباشد قبای زندگانی را
۳
نمیخواهی که زخمت را به مرهم احتیاج افتدسپر از سینه کن تیر جفای آسمانی را
۴
کنون کز رعشهٔ پیری به جامم می نمیماندچه حاصل گر دهد دوران شراب کامرانی را
صفحهٔ ۱ از ۳