خلوتی با کلیم
شمارهٔ ۲۳ - داستان سرکوبی و قتل ججهار سنکهه بندئله به سرداری اورنگ زیب پسر شاه جهان که بعد از وی بسلطنت نشست
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی را بخت چون بردارد از خاکره سیلاب را بندد ز خاشاک
۲
در آتش تخم امید ار بکاردگلش بیش از شرر سر را بر آرد
۳
همه پای کسان او را نوید استبهر در هر چه قفل او را کلیدست
۴
بصد زنجیر اگر پیوند داردگشادی لازم هر بند دارد
صفحهٔ ۱ از ۸۶