شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا جان ما گذشت ازین قیل و قال‌هادل را به یاد روی تو ذوقست و حال‌ها
۲
تا شسته شد ز لوح دلم نقش غیر دوستجان مرا به اوست مدام این وصال‌ها
۳
تا کرده‌ام به حسن تو تشبیه ماه و خوردارم ز روی تو همه‌دم انفعال‌ها
۴
تا آفتاب روی تو دیدم در اوج حسندیگر ندید کوکب بختم و بال‌ها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth