خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مست و خرابم ساقیا در بازکن میخانه رابهر خمارم از کرم پرکن دگر پیمانه را
۲
مستم ز جام عشق تو دیوانه ام از شوق توبنمارخ و دیوانه تر گردان من دیوانه را
۳
از چشم مست جادوت صد فتنه در هر گوشه استپندی بروی خوش بگو، آن نرگس مستانه را
۴
گریار میخواهی بیا،می خواره و قلاش شوبر پای مستان سربنه، بگذار این افسانه را
صفحهٔ ۱ از ۳