شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲

ملحقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یارم چو نقاب از رخ چون ماه گشودستاز پرده هر ذره بمن مهر نمودست
۲
یک ذات بنقش دو جهان دید هویداهرکس که دل از زنگ دویی پاک ز دودست
۳
تا یار ز خلوتگه خود رفت بصحرازان کوکبه آفاق پر از گفت و شنودست
۴
زاهد چه شد آخر که شدی منکر عشاقانکار تو در عشق بما گو ز چه بودست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth