شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۱

ملحقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی شراب عشق ده تا از خرد یکسو شوممست و خرابم کن چنان کز ما برآیم هو شوم
۲
ای شاهد مه روی ما در ده می جام فناتا از خمار ما و من یابم امان و او شوم
۳
وقت است تا چون عاشقان دست از خودی کوته کنمپا در ره عشقش نهم با دوست همزانو شوم
۴
از گلخن طبع و هوا همچون ملک دوری کنمدر گلشن ذات و صفت مانند گل خوش بو شوم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth