شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۶

ملحقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای عاشقان ای عاشقان مائیم عشق دلبرانچون عشق سودی بی زیان کاری نباشد در جهان
۲
یاری نهانی شد عیان در صورت جان و جهاناز غیر او نام و نشان کو در همه کون و مکان
۳
عشق آمد و در دل نشست راه برون شد راببستگفتم بگوی ای خودپرست چون یابی از دستم امان
۴
گفتم که ای سلطان من غایب مشو از جان مناینست خود درمان من میباش دایم میهمان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth