خلوتی با ابوعلی عثمانی
بخش ۱۶ - لوائح و طَوالِع و لوامِعْ
باب سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
و از این جمله لوائح و طَوالِع و لوامِعْ است. لفظهائیست یک بدیگر نزدیک، بس فرقی نیست میان ایشان و این صفت اصحاب بدایات بود بنزیک شدن بدل و روشنائی آفتاب معرفت ایشانرا هنوز روشن نشده باشد ولیکن حق سبحانَهُ وتعالی روزی دل ایشان میدهد بهر وقتی، چنانک گوید. لَهُمْ رِزْقُهُمْ فیها بُکْرَةً وعَشیِّاً هرگاه که آسمان دل ایشان تاریک شود بمیغ حظوظ، برق کشف بدرفشد ایشانرا و لوامع قرب رخشنده گردد و ایشان در وقت ستر منتظر باشند لوائح را چنانک همی گوید شعر:
۲
یا اَیُّها الْبَرْقُ الَّذی یَلمَعُمِن اَیِّ اَکْنافِ السما تَسْطَعُ
۳
باوّل لوائح بود پس لوامع پس طوالع، لوائح چون برقی بود کی بتابد و پوشیده گردد و ناپدید شود چنانک شاعر گوید:
۴
فَافْتَرَقْنا حَوْلاً فَلَمّا الْتَقَیناکانَ تَسْلیمُهُ عَلیَّ وَداعاً
صفحهٔ ۱ از ۳