شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اشک چو پرده می‌درد، خلوتیان راز راچند به دل فرو خورم، ناله جان‌گداز را؟
۲
هر سحری ز خون دل، آب زنم به راه تورفته به دامن مژه، سجده‌گه نیاز را
۳
دیده شب نخفته را، وصف دو زلف او مکنبا دل پاسبان مگو، حال شب دراز را
۴
می‌طلبم به آرزو، صحبت عافیت، ولیتهمت عقل چون نهم، این دل عشقباز را؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth