شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خطش به گرد عارض مهوش برآمده استآری، بنفشه با گل او خوش برآمده است
۲
دل سوی باغ می‌کشدم، کان بهار رابر طرف لاله سبزه دلکش برآمده است
۳
خطی عجب دمیده، رخی برفروختهچون سبزه خلیل کز آتش برآمده است
۴
هرشب به یاد سلسله زلف در همشصد آهم از درون مشوش برآمده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth